محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6451
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شدند . گويند كه از اردوگاه وى ده هزار اسب و استر گرفته شد با چندان دينار و درم كه بردن آن آسان نبود با مقدارى فراوان كيسه هاى مشك . محمد بن طاهر طاهرى كه در بند آهنين بود نجات يافت ، كسى كه بر او گماشته بود وى را رها كرد ، آنگاه محمد بن طاهر احضار شد و مناسب مرتبت خويش خلعت گرفت . مكتوبى بر مردم خوانده شد كه در آن آمده بود : « ملعون برون شده از دين موسوم به يعقوب بن ليث صفار ، پيوسته دعوى اطاعت داشت تا وقتى كه حادثات ناباب آورد ، چنان كه سوى فرمانرواى خراسان رفت و بر آنجا تسلط يافت و نماز و حادثات آن را عهده كرد ، مكرر به فارس رفت و به مالهاى آنجا دست اندازى كرد ، سوى در امير مؤمنان آمد و چنان وانمود كه چيزهايى مىخواهد كه امير مؤمنان قسمتى از آن را كه در خور آن نبود از وى پذيرفت كه وى را به صلاح آرد و به نيكى از سر وا كند : خراسان و رى و فارس و قزوين و زنجان و نگهبانى مدينة السلام را به دو سپرد و بگفت تا در نامه هايش وى را با كنيه ياد كنند و املاك گرانقدر به تيول وى داد ، اما اين ، طغيان و سركشى وى را بيفزود ، به وى دستور بازگشت داد ، اما نپذيرفت . وقتى كه ملعون در راه ميان مدينة - السلام و واسط بود امير مؤمنان براى دفع وى روان شد . يعقوب علمهايى را نمايان كرده بود كه بر بعضى از آن صليب بود . امير مؤمنان برادر خويش ابو احمد الموفق - بالله وليعهد مسلمانان را پيش فرستاد ، در قلب . ابو عمران ، موساى بغا ، نيز با وى بود ، در پهلوى راست ، ابراهيم بن سيما نيز در كنار پهلوى راست بود . ابو هاشم ، مسرور بلخى ، نيز در پهلوى چپ بود ، ديرانى نيز در كنار پهلوى ميسره بود . يعقوب و يارانش به كار نبرد شتافتند كه با وى نبرد كرد تا زخمهاى بسيار خورد ( 519 و ابو عبد الله محمد بن طاهر به سلامت از دست آنها گرفته شد و منهزم و زخمدار و غارت شده برفتند و ملعون آنچه را از آن وى بود ، تسليم كرد . « نوشته شد ، مورخ به روز سه شنبه يازده روز رفته از رجب . »